انکار!

بعضی ها این مملکت رو که هیچ!

فکر کردن کره زمین

و حتی این دنیای مجازی هم ملک شخصی شونه

ملاک تشخصیش هم اینه که وقتی حرف حق به گوششون میخوره

از هول حلیم در دیگ مبارک افتاده و شیرازه ی خودشون و ملک شخصیشون و قافیه ی هیکلشون می پاشه!

تازه ادعای ادبیات هم دارند . . .

نظرات را بخوانید!!!

والّا!

بعضی ها  اینور انگار خیلی دوست دارن توی یه جایی زندگی کنند که مفهوم پدر و مادر و زن و فرزند نباشه اما بخور و بخواب باشه . . .

یعنی انقدر بی غیرت شدن و برا چنین جامعه ای له له میزنن !؟

از اون طرف اونا دوباره دارن میزنن تو سر خودشون از دست سکس آزاد و عدم کفایت جامعه ی مدنی و قانون برای اداره بشر و . . .

آخرش گول چی چی رو بخوریم ما؟ له له اینا یا توسری زدن اونا !؟

توسری

میزنن تو سر خودشون و بغل دستی هاشون که ایران داره رشد میکنه!

احمق ها خیال کردند با خود زنی ای که دارن می کنن می تونن جلوی دعای مادران شهید ما رو بگیرن!

«… از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر! «

ما به این مملکتی که داریم افتخار می کنیم و السلام.

نكبت

از اون ور با بمب هاي آتش زا آدم و تمدن ها رو نابود ميكنه از اين طرف با لكه ي نفتي به جون طبيعت افتاده. اون وقت اين محمدرضا با همين استكبار رابطه ميزد و پاچه خواري ميكرد…مملكت بود داشتيم؟

انتصابات

در انتخابات تهران چيزي كه در تسريع عمل شهرباني در انتخاب افراد مورد نظر واقع گرديد، بي اعتنايي مردم نسبت به انتخابات مجلس موسسان بود؛ مردم مي دانستند نتيجه ي انتخابات چه خواهد بودى و لذا از شركت در انتخابات خودداري ميكردند…

مامورين شهرباني هم فرصت را طلا دانسته و هر كس را كه مي خواستند پاي صندوق انتخابات مي بردند، همانند ادوار بعد (از دوره ي هفتم به بعد) هر ليستي دست آن ها مي دادند، مجبور بودند در صندوق بياندازند….مملكت بود داشتيم؟

منبع: تاريخ بيست ساله ي ايران، ج 3 : 484

———-

*اين وبلاگ بيش از000, 500 پست خواهد بود ان شا الله….

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.